تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390
بـى تقيدى به دستورات الهى :
كسانى كه به دستورهاى الهى پاى بند نيستند و حكم الهى را زير پا مـى گذارند و از روى تعمد و آگاهى از ارزش هاى اسلامى فاصله گرفته اند و در مسير طغيان و گـنـاه افتاده اند ، شايسته دوستى نيستند ، بايد از آنها فاصله گرفت ، همان گونه كه آنها از خدا و تقوا فاصله گرفته اند.
تملق و چاپلوسى :
علامت ديگر دوستان ناباب چابلوسى است .عده اى براى اين كه در دوستان خود نـفوذ كنند و بر قلب و روح آنان حاكميت نمايند به چاپلوسى مى پردازند و دوستان خود را از آنچه هستند بزرگ تر توصيف مى كنند تا نشان دهند شديدا به آنها محبت دارند و در نتيجه هركارى كه پيشنهاد كردند با موافقت آنها مواجه شوند .
كسانى كه بيش از اندازه به ستايش انسان مى پردازند، دشـمنان واقعى و دوستان ظاهرى هستند.
كسى كه بى جهت به ستايش افراد مى پردازد ، در مواقع لزوم هم بى جهت به سرزنش آنها خواهد پرداخت .
ارتباط با ناپاكان :
از نشانه هاى دوستان ناباب ، اين است كه با افراد ناپاك ارتباط دارند .بايد كسى را به دوستى انتخاب كرد كه با افراد ناباب رفاقت و رفت و آمد نداشته باشد .كسى كه با افراد فاسد و لا ابـالـى دوست باشد خودش هم ناپاك است ، گرچه به ظاهر خود را از آنها جدا بداند ، زيرا امكان ندارد افراد پاك، با افراد ناپاك دوست باشند .حتما وجه مشتركى در آنها هست كه با هم رفت و آمد دارند .
شناخت دوستانِ دوستان لازم است تا انسان ، فريب افراد دوست نما را نخورد.
وسـوسـه گـر:
عـلامـت ديگر دوستان نااهل ، اين است كه انسان را با حالت به ظاهر دلسوزانه و با جملات زيبا و وسوسه انگيز به كار شر دعوت مى كنند .كار شر چيزى است كه خلاف رضاى حق و خلاف فطرت و عقل سليم باشد .
كسانى كه انسان را به كار شر دعوت مى كنند ، يـا از روى جهالت و نادانى است يا از روى تعمد و نقشه .در هر صورت ، عمل كردن به دعوت آنان ، اثـرهـاى سوء خود را به جا مى گذارد .
جمله هايى كه گاه به گاه چنين دوستانى بيان مى كنند ، چنين است : بابا جوانى است بايد خوش بـاشى ، زندگى دوروزه مى گذرد ، حالا اين كار را مى كنيم ، بعدا خوب مى شويم ، و امثال اين جمله ها .
بدون شك ، بيان اين كلمات وسوسه انگيز به هر عنوانى و از طرف هر كسى كه باشد ، همچون جرقه اى كه در فضاى آكـنـده از گاز، روشن مى گردد و همه چيز را مى سوزاند ، آتش غرايز جوان را شعله ور مى كند و ارزش هـاى اخلاقى و فضايل انسانى را در وجود او به آتش مى كشاند و به خاكستر شهوت پرستى تبديل مى نمايد .
منبع : كتاب "با جوانان "– نويسنده : آيت الله العظمي صافي گلپايگاني
سایت تبیان
به نقل از : روانشناسی و مشاوره
http://mohsenazizi.blogfa.com/post-2345.aspx
كسانى كه به دستورهاى الهى پاى بند نيستند و حكم الهى را زير پا مـى گذارند و از روى تعمد و آگاهى از ارزش هاى اسلامى فاصله گرفته اند و در مسير طغيان و گـنـاه افتاده اند ، شايسته دوستى نيستند ، بايد از آنها فاصله گرفت ، همان گونه كه آنها از خدا و تقوا فاصله گرفته اند.
تملق و چاپلوسى :
علامت ديگر دوستان ناباب چابلوسى است .عده اى براى اين كه در دوستان خود نـفوذ كنند و بر قلب و روح آنان حاكميت نمايند به چاپلوسى مى پردازند و دوستان خود را از آنچه هستند بزرگ تر توصيف مى كنند تا نشان دهند شديدا به آنها محبت دارند و در نتيجه هركارى كه پيشنهاد كردند با موافقت آنها مواجه شوند .
كسانى كه بيش از اندازه به ستايش انسان مى پردازند، دشـمنان واقعى و دوستان ظاهرى هستند.
كسى كه بى جهت به ستايش افراد مى پردازد ، در مواقع لزوم هم بى جهت به سرزنش آنها خواهد پرداخت .
ارتباط با ناپاكان :
از نشانه هاى دوستان ناباب ، اين است كه با افراد ناپاك ارتباط دارند .بايد كسى را به دوستى انتخاب كرد كه با افراد ناباب رفاقت و رفت و آمد نداشته باشد .كسى كه با افراد فاسد و لا ابـالـى دوست باشد خودش هم ناپاك است ، گرچه به ظاهر خود را از آنها جدا بداند ، زيرا امكان ندارد افراد پاك، با افراد ناپاك دوست باشند .حتما وجه مشتركى در آنها هست كه با هم رفت و آمد دارند .
شناخت دوستانِ دوستان لازم است تا انسان ، فريب افراد دوست نما را نخورد.
وسـوسـه گـر:
عـلامـت ديگر دوستان نااهل ، اين است كه انسان را با حالت به ظاهر دلسوزانه و با جملات زيبا و وسوسه انگيز به كار شر دعوت مى كنند .كار شر چيزى است كه خلاف رضاى حق و خلاف فطرت و عقل سليم باشد .
كسانى كه انسان را به كار شر دعوت مى كنند ، يـا از روى جهالت و نادانى است يا از روى تعمد و نقشه .در هر صورت ، عمل كردن به دعوت آنان ، اثـرهـاى سوء خود را به جا مى گذارد .
جمله هايى كه گاه به گاه چنين دوستانى بيان مى كنند ، چنين است : بابا جوانى است بايد خوش بـاشى ، زندگى دوروزه مى گذرد ، حالا اين كار را مى كنيم ، بعدا خوب مى شويم ، و امثال اين جمله ها .
بدون شك ، بيان اين كلمات وسوسه انگيز به هر عنوانى و از طرف هر كسى كه باشد ، همچون جرقه اى كه در فضاى آكـنـده از گاز، روشن مى گردد و همه چيز را مى سوزاند ، آتش غرايز جوان را شعله ور مى كند و ارزش هـاى اخلاقى و فضايل انسانى را در وجود او به آتش مى كشاند و به خاكستر شهوت پرستى تبديل مى نمايد .
منبع : كتاب "با جوانان "– نويسنده : آيت الله العظمي صافي گلپايگاني
سایت تبیان
به نقل از : روانشناسی و مشاوره
http://mohsenazizi.blogfa.com/post-2345.aspx
ارسال توسط ولی طالبی
آخرین مطالب


