در جدول زير ترسهاي متداول و سطوح سني گوناگون نشان داده شده است :
|
سن |
ترسها |
|
6 - 0 ماهگي 9 - 6 ماهگي يك سالگي دو سالگي سه سالگي چهار سالگي 6 تا 12 سالگي 13 تا 16 سالگي 19 سالگي به بعد
|
صداهاي بلند ، عدم مراقبت بيگانه ها جدايي ، آسيب ، توالت موجودات خيالي سگ ، تنهايي تاريكي مدرسه ، آسيب ، رويدادهاي طبيعي ، رويداد هاي اجتماعي آسيب ، آسيب اجتماعي آسيب ، رويدادهاي طبيعي و جنسي |
قبل از بحث در مورد چگونگي ايجاد ترس در كودكان و سبب شناسي و درمان
آنها لازم مي داند تعدادي از ترسهاي متداول را كه در جدول بالا نام برده
شده است و داراي زير مجموعه ي بزرگي هستند كه شناسايي آن براي خوانندگان
ضروري است ، بيان كنيم .
1- آسيب ( ترس از آسيب ديدگي بدني )
اين ترس به دو شاخه ي فرعي تر غير انتزاعي ( واقعي ) و انتزاعي ( مجرد ) تقسيم مي شود .
الف - ترسهاي آسيب ديدگي بدني انتزاعي
مهمترين
اين ترسها عبارتند از : جنگ ، شورش ، غذاي سمي ، غذاهاي خاص ، مردن ، فوت
فردي از خانواده ، بيمار شدن ، ميكروب ، خفه شدن ، تحت عمل جراحي قرار
گرفتن ، بيمارستان ، جهنم ، شيطان ، رعايت نكردن قوانين مذهبي ، ربوده شدن ،
گم شدن ، به فرزندي پذيرفته شدن ، جدايي پدر و مادر ، ديوانه شدن .
ب - ترسهاي آسيب ديدگي بدني غير انتزاعي
پرواز در هواپيما ، ترس از ارتفاع ، آب عميق ، بيگانه ها ، برهنه ديده شدن
2- ترس از رويدادهاي طبيعي
الف - طوفان ( گردباد ، سيل ، زمين لرزه ، رعد و برق )
ب - تاريكي
ج - مكانهاي دربسته ( حمام ، داخل كمد ، آسانسور ، محبوس ماندن ، اطاق هاي عجيب )
د - حيوانات ( مار ، سوسك ، عنكبوت ، موش ، مارمولك ، قورباغه ، سگ ، گربه ، اسب يا گاو )
ه
- ساير چيزها ( مانند : آتش ، افكار ترسناك يا خيال و وهم ، ارواح ، تنها
ماندن ، كابوس ، موجودات فضايي ، هيولا ، چهره هاي پشت پنجره ، ماسكها و
عروسكها ، ديدن خون ، ديدن افراد ناقص الخلقه ، توالت )
3- ترسهاي ناشي از اضطراب اجتماعي
الف - آموزشگاه - اين ترس هم در دوره ي ابتدايي و كودكي و بزرگسالي ديده مي شود .
ب - جدايي ( جدايي از والدين ، بخش هايي از خانواده ، به خواب رفتن در شب )
ج - عملكردها ( ترس از آزمون يا امتحان ، مورد انتقاد قرار گرفتن ، اشتباه كردن ، مطلبي را با صداي بلند در كلاس خواندن )
د - روابط متقابل اجتماعي ( شركت در رويدادهاي اجتماعي ، شخص ديگري را عصباني كردن ، جمعيت ، لمس شدن از جانب ديگران )
ه - مسائل پزشكي ( پزشك يا دندانپزشك ، گلوله خوردن )
و - موارد ديگر مانند سوار اتومبيل يا اتوبوس يا مترو شدن
4-
ترس از عوامل متفرقه ( كثافت ، اسباب بازي هاي پشمالو ، آژير افراد مسن ،
رد شدن از خيابان ، افراد زشت رو ، صداهاي بلند مانند باز كردن در بطري ،
ترقه ، انفجار ، افراد يونيفرم پوش ، افراد جنس مخالف ، دفع مدفوع ، افراد
نژادهاي ديگر )
عوامل مؤثر در نوع و ميزان ترس
عوامل متعددي
در ايجاد ترس مؤثرند كه از مهمترين آنها سن ، جنس ، تجارب گذشته ، ميزان
رشد ذهني ، ارزشهاي اجتماعي و فرهنگي و بالاخره درجه امنيتي است كه كودك از
آن برخوردار است .
مسأله ي سن عامل مهمي است و كودكان در سنين
مختلف ترسهاي متفاوتي دارند و امكان دارد ترسي براي سني خاص متناسب و در سن
بالاتر غير عادي محسوب گردد .
شمار ترس در كودكان با افزايش سن
كاهش حاصل مي كند و ميزان و شدت آن در سه سالگي و يازده سالگي به اوج خود
مي رسد با اين تفاوت كه ترس در سه سالگي جنبه ي موقتي دارد يعني افراد ،
اشياء و حيوانات موجود در محيط موارد ترس او را تشكيل مي دهند در حالي كه
در سن يازده سالگي ترس بيشتر جنبه ي تعميمي دارد يعني كودك زماني از چيزي
ترسيده است و حالا آن را تعميم مي دهد ، اين نوع ترس غالباً با اضطراب و
نگراني همراه است .
عامل جنسيت نيز در نوع و ميزان ترس قابل تعمق
است . دختران نسبت به پسران ترس بيشتري نشان مي دهند و نوع ترس در آنان نيز
فرق مي كند . دختران بيشتر از مار و موش و سوسك مي ترسند ولي پسران از
مورد انتقاد ديگران واقع شدن ترس دارند .
علل ترس
درباره ي
علل بروز ترس نظريه هاي متعددي بيان شده است كه در اينجا نيازي به توضيح
آنان نيست و فقط به اين عبارت بسنده مي كنيم كه ترس حاصل يادگيري است ،
يعني كودك مي آموزد كه از اشياء و اشخاص و فرصتهاي ترسناك در زمينه هاي
مختلف بترسد و اين يادگيري ممكن است به صورت شرطي شدن كلاسيك ، شرطي شدن
عامل ، يادگيري مشاهده اي و تقليد باشد .
درمان ترس
از طرف والدين و مربيان اين سؤال مطرح است كه براي از بين بردن ترس در كودكان چه بايد كرد ؟
مكاتب
مختلف براي درمان ترس شيوه هايي را اعمال مي كند كه علي رغم تفاوت ظاهري
آشكار ، همه ي آنها به سه اصل تحليل ، تبيين و پيشنهاد توجه دارند و ما در
اين سه شيوه از پر كاربردترين شيوه هاي درمان ترس را ارائه مي دهيم .
1- شيوه ي حساسيت زدايي نظامدار :
در
اين شيوه چندين موقعيت ترس آور كه شدت ترس از آنها به تدريج افزايش مي
يابد ، فراهم مي شود ، سپس از شخص مي خواهند كه اين ترس آور را يكي پس از
ديگري نظاره كند .
در اين موقع مشاهدات وي با رهايي از فشار (
relaxation ) يا واكنشهاي ديگري كه با ترس توافقي نداشته باشد ، قرين مي
شود تا بتوان ترس آورترين صحنه را به راحتي مشاهده كرد .
اين روش در
كاستن ترسهاي بزرگسالان مؤثر بوده است ، اما علي رغم توصيه استفاده از اين
روش براي كودكان هنوز هم حمايت كامل به عمل نيامده است .
2- شيوه ي مدل سازي :
اولين
گزارش درماني از شيوه ي مدل سازي ، درمان ترس پيتر از اجسام پشمالو توسط
جونز مي باشد . اين روش از پر كاربردترين شيوه ي رفتاري مدل سازي است .
شيوه ي مدل سازي نشان داده است كه مي تواند براي كنترل شرايط ، بسيار خوب عمل كند و در مورد گروههاي سني نسبتاً بيشتري به كار آيد .
هر
چند به نظر مي رسد مشاهده ي يك مدل واحد ، در كاستن از ترس مؤثر باشد اما
مشاهده مدلهاي چندگانه و استفاده از محركهاي ترس آور گوناگون در كارورزي ،
احتمالاً به كارايي روش مي افزايد .
" مدل سازي همراه " ( مدل سازي و
شركت در برنامه ) روش ديگري از مدل سازي است . در اين روش كودك ترسو ضمن
مشاهده ي صحنه ي ترسناك كه با پيشروي تدريجي همراه است سرانجام به مدل مي
پيوندد . مثلاً براي درمان كودكاني كه از آب مي ترسيدند فيلمي را به آنها
نشان دادند كه در آن سه پسر بچه همسال ( مدلها ) كه از آب مي ترسيدند به
انجام كارهايي مانند شركت در امتحان شنا مشغول بودند ، مدلهاي داخل فيلم در
انتها بر ترس خود غلبه مي كردند ، يعني به تدريج در طول فيلم ترس آنها
كاهش مي يافت و فيلم سرانجام نشان مي داد كه آنها با شادي در استخر مشغول
بازي هستند . بلافاصله پس از مشاهده ي فيلم ، پژوهشگران كودكان را در يك
مرحله اي ده دقيقه اي شركت در برنامه به استخر مي بردند و كودكان را تشويق
مي كردند تا به فعاليت هايي بپردازند كه در آزمون شنا معمول است .
اين شيوه يكي از شيوه هاي درماني مؤثر شناخته شده است .
3- شيوه ي شناختي درماني :
برخي
از پژوهشگران براي درمان ترس كودكان به مطالعه ي تأثير باورها و شناخت
پرداخته اند و كار اين پژوهشگران با موفقيت همراه بوده است .
در اينجا نمونه اي از اين تلاشها را كه در زمينه ي درمان ترس كودكان كودكستاني از تاريكي است اشاره مي كنيم .
در
اين تحقيق كودكاني را كه از تنها بودن در يك اتاق تاريك به مدت سه دقيقه
هراس داشتند به سه گروه " شايستگي " ، " محرك " و " كنترل " تقسيم كردند .
پژوهشگر كودك تنها را به داخل اتاق تاريك مي برد . اتاق مجهز به دستگاه
تنظيم جريان برق بود و كودك را قادر مي ساخت روشنايي اتاق را تنظيم كند .
كودك همچنين مي توانست با استفاده از دستگاه ارتباط داخلي هر زمان كه
بخواهد پژوهشگر را به داخل اتاق بخواند . پژوهشگر اتاق را ترك و براي آنكه
بداند كودك چه مدت مي تواند تاريكي را تحمل كند ، زمان خروجش از اتاق را
ثبت مي كرد . به دنبال اين پيش آزمون ، به كودكاني كه در وضعيت " شايستگي "
جاي گرفتند آموخته شد تا جمله هايي مانند " من پسر ( يا دختر ) شجاعي هستم
" ، " من مي توانم مراقب خودم باشم " را با خود تكرار كنند و به كودكان
گروه " محرك " جمله هايي مانند " بودن در تاريكي تفريح خوبي است " آموزش
داده شد . منظور از آموزش چنين جمله هايي اين بود كه نيروي بالقوه ي ترس از
تاريكي در آنان كم شود . به آنهايي كه در گروه " كنترل " بودند ، جملات
نامربوطي مانند : " علي يك بره دارد " آموخته شد . در آزمون نهايي كه
بلافاصله پس از كارورزي انجام شد ، كودكاني كه تكرار جمله هاي " شايستگي "
را آموخته بودند ، بهبودي نشان دادند . اين بهبودي نشان داد كه در برخورد
با محرك ترس آفرين ، برخي تعديل ها صورت گرفته است .
ابوالفضل كرمي
آموزش و پرورش استان خراسان رضوی
http://www.khedu.ir/article/ViewArticle.asp?id=406&catname=%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%20%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86&ActiveStateCode=93


