تبليغاتX
مشاوره اینترنتی طالبی - روابط دختر و پسر
مشاوره اینترنتی طالبی
(شناخت ، پذیرش و تغییر خود) رویکردی خصوصی و مستمر بر خدمات مشاوره و درمان اینترنتی

 
تاريخ : جمعه هجدهم شهریور 1390

با تشكر فراوان از :
اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد
اداره بهزيستي شهرستان لامرد
سازمان دانش آموزي شهرستان لامرد
معاونت هنرستان فني امام خميني (ره) لامرد
روزنامه سبحان لامرد
مشاور محترم هنرستان آقاي حيدري
كافينت كهكشان و پانيذ
آقاي طالبي مشاور دبيرستان هاي شهرستان خوي
رابطه بين دختر و پسر ؛
مفهوم رابطه دختر و پسر ، يك مفهوم نسبي است . در طول رشد و تكامل انسان اين ارتباط و تعامل بعنوان يك مرحله بسيار مهم و سازنده در فرآيند رشد هر انساني بشمار مي آيد . اگر اين رابطه به شكل سالم ( رفتاري – عملياتي ) تعريف شود ، از بسياري آسيب هايي كه كم و بيش در جامعه با آن مواجه هستيم ، بسياري از نابساماني هاي زندگي زناشويي ، فراواني طلاق ها و زندگي هاي سرد بدون ارتباط و تعامل بعنوان يك عامل پيشگيري كننده عمل خواهد كرد و در نهايت به سلامت جامعه مي انجامد .
اين رابطه يك ضرورت است ، بدليل اينكه در اواخر دوره نوجواني ( سال هاي آخر دبيرستان ) براي هر فرد علي رغم رابطه با همجنس ، رابطه باغيرهمجنس هم ( رابطه دختر و پسر ) بعنوان يك تكليف تكاملي است و اين فرد بايد بداند كه اولا اين رابطه ضرورت دارد و دوم اينكه او حد و حدود اين رابطه را بداند . در سنين دانشگاهي اين رابطه بايد خوب تعريف شده باشد تا اينكه رابطه به شكل سالم و سازنده صورت بگيرد . اما در اين جا نكته اي كه بايد اشاره كرد اين است كه ، در جوامع مدرن در تعريف رابطه دختر و پسر مسئله اي وجود ندارد ، چون اين قضيه حل شده و با بقيه مولفه هاي جامعه غرب هماهنگ است و البته با تعاريفي كه داشته اند بهاي سنگيني هم مي پردازند .
چيزي كه مهم است اين است كه اگر بخواهيم اين رابطه را تعريف كنيم ، هرگز يك تعريف مطلق نخواهد بود . تعريف اين رابطه قطعا بايد در بستر فرهنگ باشد . يعني ماداميكه در اين فرهنگ و جامعه زندگي مي كنيم ، اين رابطه قطعا بايد در چهارچوب معني داري تعريف شود ، كه تا حدي التهابات و نياز جوان را برآورده كند و هم در تعارض و درگيري با ارزش هاي مطلوب جامعه قرار نگيرد .
ارتباط، علل، دلايل و راهكارها
الف) مدخل بحث
1) از دلايل انحراف در ارتباطات اجتماعي، فقدان مباحث تئوريك و عدم معرفي الگوهاي مناسب و قابل تقليد از سوي نخبگان فكري، فرهنگي، حوزوي و دانشگاهي است. در يك نگاه عقلي به تعليل ارتباطات بين دو جنس مخالف پرداخته و با تقسيم مجموعه عوامل به دو دسته «علت» و «دليل» نكاتي را در رابطه با هر يك آمده است. در انتها نيز براي پيشگيري از خطرات فرا راه و چاره جويي مشكلات و دردهاي موجود، پيشنهادهايي مطرح گرديده است.
2) مجموعه ارتباطات دختران و پسران را مي توان در يك دسته بندي دقيق و منطقي، به دو قسم هويت نوعي و صنفي تقسيم نمود:
2-1 ) هويت نوعي و صنفي: هويت هر فرد در يك مبنا به سطح هويت شخصي، فكري و روحي قابل تقسيم است و در مبناي ديگر به دو سطح هويت فردي و جمعي تقسيم مي شود (1). در اين مقاله هويت به دو سطح نوعي و صنفي تقسيم مي شود.
منظور از هويت انساني(نوعي) آن خصوصياتي است كه دختر و پسر را به عنوان انسان در بر مي گيرد و از ساير حيوانات و موجودات متمايز مي كند. اما در هويت صنفي (جنسي) به دنبال بيان مميزات دختران از پسران هستيم.
2-2) زن و مرد در هويت انساني (نوعي) مشترك اند. وجه مميز انسان از حيوانات و موجودات ديگر نيز عقل است. از نتايج اشتراك دختر و پسر در هويت انساني آن است كه عقلانيت، علم، آگاهي، خلاقيت و نوآوري براي زن و مرد ممكن است. و در اين حوزه ها مي توانند با هم رقابت كنند و ارتباط داشته باشند.
مدعاي ديگر اين مقاله آن است كه هويت جنسي (صنفي) دختر و پسر و زن و مرد متفاوتند. در نتيجه جسم اين دو صنف با هم متفاوت است و رعايت نكاتي در شيوه پوشش و لباس براي هر دو لازم و ضروري است، نگاه آنها فرق دارد و.... بحث حجاب دختران نيز با بحث زيبايي آنها و لزوم حفظ زيبايي و عدم سوء استفاده ديگران از آنها و عدم عرضه ارزان زيبايي زنان قابل توجيه است.
2-3) بحث ارتباط دختر و پسر با ارتباط زن و مرد از جهت منطقي، موارد و مصداقها رابطه عام و خاص مطلق دارد.
2-4) مراد از دختر و پسر، ارتباطات دختر و پسر در مقابل والدين و ... يا دختر و پسر خردسال در مقابل هم نيست، بلكه اولا در بحث ارتباط دختر و پسر، جوهره و گلوگاه بحث به هويت جنسي و حوزه افتراقات دختر و پسر باز مي گردد و نه هويت انساني و اشتراكات. ثانيا آنچه در روابط دختر و پسر مسئله ساز و بحران‌آفرين است، روابط آنها حين و پس از بلوغ  و دوران مجردي و قبل از تاهل و ازدواج است. (نوجواني و جواني)
2-5) تقسيم هويت به انساني و جنسي اعتباري است. اگرچه نگارنده معتقد است در حيطه هويت انساني تعامل ، بلامانع است اما رعايت حدود و قيودي براي اينكه اين ارتباطات از آفتها و آسيبها مصون بماند، ضرورت دارد.
ب) علل و دلايل روابط دختر و پسر
هر پديده از سه منظر قابل توجه و بررسي است؛ مقام توصيف، مقام تعليل و مقام تجويز و توصيه. رابطه دختر و پسر نيز از هر سه منظر يادشده قابل بررسي و مطالعه است. در مقام توصيف ميتوان از وضعيت موجود روابط دختر و پسر توصيفات فراوان ارائه داد، كه اين روابط گاه حتي به صورت نامطلوب وجود دارد.
در مقام تعليل بايد چرايي ارتباط دختر و پسرمورد مداقه قرار گيرد. تا بر اساس آن ببينيم كه در مقام تجويز چه بايد كرد. در اين قسمت عوامل موثر بر ارتباط دختر و پسر تعليل مي گردد.مجموعا عواملي كه به عنوان «متغير مستقل» مي توانند بر مسئله ارتباط دختر و پسر به عنوان «متغير وابسطه» تاثير بگذارند به دو دسته «علت» و «دليل» قابل تقسيم اند:
1) علل روابط دختر و پسر
روابط دختر و پسر،  در همه موارد متكي به علاقيت و گزينش و به عنوان گزينه مطلوب نيست ، بلكه در بسياري از موارد علل ديگري باعث ارتباط  دختران و پسران مي باشد. مثلا اگر د ر خانواده و يا دانشگاه و ... با محدوديت جدي مواجه باشد ، ممكن است از خانه بگريزد و به هر بزه و جرم تن در دهد و به روابط ناسالم در باندها كشانده شوند. اين گونه ارتباطات بيش از آنكه دليل داشته باشند، علت دارند.
از جمله نيازهاي آدمي نياز تعلق و محبت است اگر دختر و پسر دانشجويي با حضور در تشكل هاي دانشجويي ديگران او را نپذيرند و دوست نداشته باشند و اين نياز پاسخ مناسب نيابد (خلا عاطفي را هم به اين مورد اضافه كنيم ) ممكن است به جنس مخالف پناه ببرد و از اين طريق حتي اگر ناصواب باشد پاسخ بگيرد. اينجاست كه اين ارتباط روابط دختر و پسر بيشتر علت دارد تا دليل ، و اينجاست كه در آسيب شناسي روابط دختر و پسر حتما بايد به اين نكته كه اين ارتباطات از كجا منشا گرفته و خاستگاه آن كجاست و در صورتي كه به عللي (مثلا خلاء محبت در خانواده، به رسميت شناخته نشدن در خانواده، شكست در كنكور، فقر اقتصادي، سخت گيري پدر و مادر، عقده هاي رواني ايجاد شده در مدارس، خلاء ارايه الگوي مناسب، كم كاري مشاوران تربيتي و روان شناختي آموزش و پرورش و وزارت علوم، برخوردهاي متحجرانه و ناپخته نيروهاي مذهبي و ...) دختران به پسران و پسران به ارتباط با دختران پناه مي آورند آن علل ريشه يابي شده و رفع شود. در غير اين صورت، تا علت هست معلول نيز وجود خواهد داشت.
2) دلايل روابط دختر و پسر
دلايلي همچون تحصيل و دادو ستد هاي علمي ، نياز به طرح پرسش و پاسخ ، كمك گرفتن جزوات و منابع درسي ، جهات شغلي و فعاليت هاي مادي ، همكار شدن دختر و پسر و ... باعث مي شود كه نتوان به طور كلي به عدم ارتباط كاري و سازماني يا تحصيل زن و مرد و دختر و پسر حكم داد. البته اين مدعا به معناي وجود هر گونه ارتباط لجام گسيخته در محل تحصيل ، دانشگاه و محيط كار نيست. ارتباط دختر و پسر در همه حوزه هاو مصاديقي كه به هويت انساني بر مي گردد ، در جهان امروز يك ضرورت است و در دفاع از آن مي توان اقامه دليل نمود. ارتباطي كه با آفت زدايي و آسيب شناسي لازم ، حدود و ثغور آن از كارتحصيلي ، به صورت قانوني و حقوقي ، مدون و مضبوط شود.
اما حداقل دليل در ارتباط دختر و پسر و ضرورت آن ، رسيدن به نهاد خانواده از مجراي ازدواج است و اين ارتباط البته مربوط به حوزه هاي هويت جنسي است. پس براي آسيب شناسي اين روابط در حيطه هاي هويت جنسي، چند نكته قابل توجه اند:
اول: ارتباط دختر و پسر براي ازدواج، در صورتي كه شرايط ازدواج فراهم نباشد، از سويي باعث هدر رفتن انرژي دو فرد و مانع تحقق آرمان هاي بلند يك جوان مي شود و از سوي ديگر مساله ساز بوده و ممكن است پس از پاسخ منفي يك طرف براي ازدواج، طرف ديگر دچار بحران روحي و فكري شود.
دوم: گر چه ازدواج امري لازم و ضروري است، اما به طي شدن مراحل عادي، شفاف و روشن    ( نه ارتباطات مخفيانه و پنهاني) نياز دارد، در غير اين صورت گاهي دختر و پسر فقط در دامي كه از سوي ديگري پهن گرديده مي افتند. و ارتباط با جنس مخالف، جز استرس و نگراني و خطر، چيزي براي او در پي ندارد.
سوم : ارتباط دختر و پسر حتي در حوزه هاي جنسي، ضرورت و لازم است و حداقل توجيه آن بقاي نسل است، اما نكته اساسي آن است كه ارتباط و تلذذ جسمي دو جنس مخالف از هم ، فقط به يك فرد و يك جنس مخالف منحصر مي گردد و نگارنده با مبناي عشق بين زوجين، ‌با تعدد زوجات مردان به صورت اصل و قاعده مخالف است ( رجوع شود به كتاب مساله زن، اسلام و فمينيسم، ص 184-9 ).
اگر شرايط ازدواج براي دختر و پسري فراهم نباشد ، ارتباط آنها در حيطه هاي جسمي، نگاه هاي مريض، حرف هاي نابجا و... باعث مي شود اينگونه افراد حتي پس از ازدواج نيز به اين عادات غلط و حركات نامعقول ادامه دهند، خود و ديگران را دچار خطر و بحران سازند.
چهارم : از جمله دلايل ارتباط دو جنس مخالف، وجود غريزه شهوت در آدميان است. اما از تفاوت هاي انسان از حيوانات آن است كه انسان علاوه بر غرايز، داراي عقل، اراده، انتخاب، ‌اختيار و... است و اين قابليت را دارد كه غرايزش را تعديل كند، كنترل نمايد و جهت دهد(1). پس گر چه در حيطه هويت جنسي نيز ارتباط دختر و پسر مطلقا نفي نمي گردد، ولي به ارتباط بسيار محدود و حساب شده مي رسيم كه بهترين مجراي آن در جامعه ما، نهاد خانواده است كه از مسير ازدواج ميسر مي گردد. البته براي چنين اقدامي، دليل نيز اقامه مي كنيم. چنين ارتباطي نياز بشري و غريزي و دروني است، شرط بقاي نسل است، از نيازهاي اساسي است و ...
ج) روابط دختر و پسر درمقام تجويز
در اين بخش و در مقام توصيه و تجويز، به اينجا مي‌رسيم كه رعايت چه نكاتي در موضوع ضرورت دارد و حياتي است تا از آسيبهاي احتمالي روابط دختر و پسر، مصون بمانيم. نكات  عمده راهكارهاي جلوگيري از خطرات و آفات عبارتند از:
1- رعايت بهداشت، نظافت و توجه به آرايش‌ها و پيرايش‌ها، خصوصا براي نسل جوان در اصل مطلوب و لازم است. دختر و پسر به جاي اينكه خود را ارزان در معرض ديد ديگران قرار دهند، مي‌توانند با كسب توانايي‌هاي علمي، عقلي، روحي، قلبي و با ارائه آثار هنري، مقالات علمي، پيشرفت تحصيلي، تواناييهاي رزمي و ... خود را مطرح نموده و با استحكام در جامعه ظاهر شوند. از راهكارهاي آفت‌زدايي در تعامل بين دختر و پسر، توجه به نوع پوشش و آرايش و شيوه رفتار و مواجهه با ديگران است و سعي و تلاش بر اينكه خودشان را از طريق صحيح ثابت كنند و روابط سالم دو جنس را با حركات غلط تخريب نكنند.
2- در ارتباطات سالم بين دختر و پسر كه عمدتا مربوط به حيطه‌هاي هويت انساني است، ضرورتي به ارتباط پنهاني و تنهايي نيست و براي پرهيز از آسيب‌ها، مناسب است كه تعامل علمي، شغلي و ضروري دختر و پسر در انظار و محافل عمومي باشد. حتي ارتباطات در حوزه هويت جنسي كه مقدمات ازدواج و زندگي مشترك باشد نيز بايد با اطلاع خانواده‌ها و به صورت مشروع، صحيح و قانوني تعقيب شود.
3- از آنجا كه در فرهنگ ايراني و در جامعه ما، دختر آسيب‌پذيرتر از پسر است، لذا عقل اقتضا مي‌كند كه دختران احتياط‌ها و دقتهاي بيشتري را در تعامل با مردان و جنس مخالف حتي در حوزه‌هاي هويت انساني داشته باشند. از سوي ديگر اگر دختران در امور تخصصي، فني، علمي و ... جنس خودشان را ترجيح دهند (مثلا در صورت وجود پزشك زن، به پزشك مرد مراجعه نكنند) به صورت عميقي به تثبيت هويت جنسي زنان و تقويت حضور زنان در عرصه‌هاي مختلف كمك كرده‌اند.
4- در مواردي كه ارتباط لازم و ضروري است، بايد دختر و پسر از شرم افراطي، هيجان‌زدگي، پرخاشگري و افراط در معاشرت بپرهيزند و با شناخت واقعي از جنس مخالف و نيز با كنترل خونسردي و صلابت شخصيت، برخورد مبتني بر احترام و اخلاق را با مراعات حدود شرعي از خود بروز دهند. البته كسب اين توانايي و بلوغ در معاشرت، با تذكر، آموزش و تمرين اين قابليت، روزافزون مي شود.
5- اگر روابط دختر و پسر مي‌تواند مطلوب يا نامطلوب باشد، در مقابل مشاهده روابط نامطلوب در روابط دختر و پسر، سكوت، انفعال، بي‌تفاوتي و يا همراهي، خطرناك و حتي فاجعه‌انگيز است. حال آنكه بايد فعال و حساس بود و براي حفظ خود و سلامت روحي خويش، در مقابل روابط ناصحيح دو جنس از مجاري صحيح، عكس‌العمل مناسب نشان دهيم. چه بسا فردي با تذكري به راه صواب بازگردد.
6- دوستي‌هاي عميق بين دختر و پسر كه به عشق منتهي و به ازدواج ختم مي‌شوند، نمي‌توانند محصول روابط خياباني و دوستي‌هاي اتوبوسي و دفعي بين دختر و پسر باشد. زيرا براي ازدواج و زندگي مشترك، شناختهاي عميق لازم است كه با اين دوستي‌هاي ناصحيح بدست نمي‌آيد. از اين رو از اينگونه روابط به شدت بايد پرهيز كرد.
7- دختران و پسران جوان كه مي‌خواهند آگاهانه آينده زندگي خود را رقم بزنند و از سويي مي‌خواهند منزوي و غيرفعال و غيراجتماعي نباشند، از هر گونه دام و خطر و آسيب بپرهيزند، چرا كه بي‌دقتي در ارتباط با جنس مخالف ممكن است به تحصيل، موقعيت شغلي، آبروي فرد، موقعيت اجتماعي و خانوادگي و ... آسيب وارد كند. از اين رو بهتر است مجموعه ارتباطات دختران و پسران با ديگران، سطح‌بندي و دسته‌بندي شود كه در يك تقسيم « دوگانه » به دو سطح قابل تقليل است؛
اول، ارتباط با بستگان كه خود دو سطح دارد:
الف) ارتباط با محارم (پدر، مادر، خواهر، برادر، عمو، دايي، خاله، عمه و...)
ب) ارتباط با غيرمحارم (پسردايي‌ها، پسرعموها، پسرخاله‌ها و ... و دختردايي‌ها، دخترعموها، دخترخاله‌ها و...)
دوم، ارتباط با غيربستگان از جنس مخالف كه خود حداقل دو سطح دارد:
الف) روابط ضروري (مثل روابط شغلي، اداري، تحصيلي و...)
ب) روابط غيرضروري (مثل روابط دختران و پسران در كوچه، محله، پارك، سينما و ...)
نكته مهم آن است كه در تعيين حدود و شيوه تعامل بين دختر و پسر، بايد به هر چهار سطح توجه داشته باشيم تا روابط صحيح از ناصحيح شناخته شوند. شايد بتوان ادعا نمود كه بخشي از روابط ناصواب دختر و پسر در جامعه ما، به فقدان اطلاعات صحيح نسل جوان از ميزان مجاز بودن يا نبودن، سطوح مختلف افرادي كه درمقابل او هستند،‌عدم ارائه آموزش براي مواجهه با جنس مخالف و فقدان نهادهايي براي تربيت نمودن نسل جوان براي تعامل با دختران و يا پسران برمي‌گردد.

روابط عاشقانه دختر و پسر
الف ) تعريف عشق
پس از آنكه از قول مولانا و محي الدين عربي مي آورد كه هر كس عشق را تعريف كند ، آن را نشناخته است ، تعريف مرحوم دهخدا از عشق را آورده و نهايتا سخن سهروردي را نقل مي كند كه عشق افراط الحب ( محبت شديد ) است . نكتة مهمي كه در ارتباط عاشقانه بين دختر و پسر مفيد و قابل توجه است اينكه از نگاه ابن مسكويه رازي ، عشق افراط در محبت است و از دوستي خاص تر و محدودتر است و عشق جز بين دو نفر امكان ندارد .
اما عشق از سويي « شيفتگي » كه محبت شديد اما يك طرفه است متمايز است و از سويي ديگر : عشق از « هوس » كه ايجاد ارتباط بين افراد فراوان است ، متمايز مي شود . كلام و نگاه عاشقانه ، صادقانه و خالصانه است اما كلام و نگاه هوس آلود مبتني بر دروغ ، ريا و نفاق است . محور عشق ، دگر خواهي است و محور و مدار هوس ، خودخواهي و ...
در اين مقاله بدون بحث از حسن و قبح عشق ، عشق در معناي محبت شديد بين دو فرد بعنوان يك واقعيت ( Fact ) بيروني و برخي ابعاد و اوصاف و شرايط آن مورد توجه و بحث قرار مي گيرد .
ب ) اقسام عشق
عشق در يك معنا به دو قسم حقيقي و مجازي تقسيم مي شود . در عشق حقيقي ، محبوب خداوند و صفات و افعال اوست و لكن در عشق مجازي محبوب و معشوق ، ظواهر دنيوي است و رابطة عاشقانة دختر و پسر نيز از اقسام عشق مجازي و از مصاديق عشق زميني محسوب مي گردد.
از نگاهـي ديگر مجموعة روابط عاشقانة زن و مرد در چهار شكـل « عشق مرد به مرد ، مرد به زن ، زن به زن ، زن به مـرد » خلاصـه مي شود . در روابط دختر و پسر يك شكل ( يعني عاشق پسر و معشوق دختر ) بسيار كثيرالمصداق تر و متدوال تر است ، زيرا ؛
اولا : زن از مرد و به تبع آن دختران از پسران زيباترند و زيبايي نيز عشق آفرين است . از آنجا كه زنان و دختران در مقايسه با مردان و پسران عموما  زيباترند و در نتيجه مجذوب ، محبوب و معشوق پسران واقع مي شوند .
ثانيا : شايد در فلسفه چنين زيبايي براي دختران در مقابل پسران بتوان گفت كه خالق آدميان ، از آن رو جنسي را بر جنس ديگر ترجيح داد كه تـوازن بين اين دو جنس در بعد « جسمـي» برقرار گردد . اگر آدمـيان داراي سه بعد « قلب و دل » ، « عقـل » و « جسم » اند ، غالبا پسران از دختران در حوزه جسمي نيرومند تر و قوي ترند ، اما زيباتر بودن دختران از پسران باعث مي شود كه پسران با همه قدرت ، ادعا و... اسير دختران شوند و در روابط عاشقانه براي آنها فداكاري كنند ...
ثالثا : هويت جنسي دختر و پسر همسان نيست ( گر چه هويت انساني برابر دارند ) و چون دختران زيباترند ، اگر زيبايي هاي خود را نابجا عرضه كنند ، هم ارزان فروخته مي شوند و هم ممكن است برايشان خطرساز باشد . از اين رو پوشش براي دختران جوان و مؤمن توصيه شده است و فلسفة حكم حجاب و پوشش را بايد در زيبايي دختران نسبت به پسران ديد.
ج ) علم قبل از عشق و بعد از آن
اگر مركزي ترين و محوري ترين بحث در روابط دختر و پسر ، عشق و رابطة عاشقانه است ـ زيرا بنياد خانواده نياز به وجود عشق دارد ـ اما مهم ترين ويژگي عشق ، ارتباط آن با علم و آگاهي است . علم و عشق از دو جهت رابطه دارند : علم پس از عشق و قبل از آن .
علم پس از عشق بدين معني است كه دختر و پسري از شكل گيري رابطة عاشقانه ، نسبت به هم شناخت ، آگاهي و علم پيدا كنند . به تعبير حضرت امير(ع) در نهج البلاغه ( خطبه 109 ) كسي كه عاشق چيزي شود ، چشم اش كج و قلب اش مريض مي شود و با چشم غير درست مي بيند و با گوش ناشنوا مي شنود . علم پس از عشق چندان معتبر و دقيق نيست و چنين رابطة عاشقانه اي اگر در همين سطح بماند ، آسيب پذير است.
اما علم قبل از عشق ، يعني قبل از آنكه دختر و پسري به يكديگر دل بسپارند ، بايد آگاهانه و با شناخت و علم از يكديگر به هم نزديك شوند . اگر رابطة عاشقانه متكي به آگاهي هاي لازم فردي و اجتماعي مخاطب باشد ، اين رابطه به زودي آسيب نمي بيند و در صورت تأسيس خانواده به تبع آن نيز ، اين خانواده پايدار و آرام و ماندگار خواهد بود.
د ) نتيجه گيري
1) در يك نگاه مي توان گفت كه دختر و پسر براي يكديگر خلق شده و در كنار هم مكمل يكديگرند . ولي براي اينكه اين تعامل سالم شكل بگيرد ، اولا : بايد در قالب عشق باشد و از اين دوستي هاي ناسالم و ارتباطات فاسد رهايي پيدا كنيم . ثانيا : بايد بدانيم كه سالم ترين ارتباطات دختر و پسر در فضاي خانواده ثمر داده و نمود مي يابد . از اين رو بهترين رابطة عاشقانه دختر و پسر ، آن شكلي است كه منتج به نهاد مقدس خانواده شود ؛ از نيازهاي دختران و پسران ، نيازهاي جنسي است و مدعا آن است كه تنها يك دختر و يك پسر در قالب موجه و مشروع مي توانند نياز جنسي خود را برآورده نمايند و اين بستر مناسب ، خانواده است .

.............

2) جداي از نگاه هاي مذموم امثال امام محمد غزالي و ملامحسن فيض كاشاني به عشق ، مي توان گفت كه بهترين و عميق ترين غذاي دل ، عشق است . اما بايد به قول دكتر علي شريعتي بين عشق و ايمان پل زد تا از آفات آن مصون ماند . شريعتي ايمان بي عشق را زنداني پر از زنجير و غـل و بند مي داند كه روح را مي ميراند و دل را ويرانه مي سازد . ( گفتگوهاي تنهايي ، ص 86 ) .
همان گونه كه عشق بي ايمان آسيب زا است ، در آسيب شناسي روابط عاشقانة دختر و پسر بايد توجه داشت كه عشق مبتني بر جهل و عـدم آگاهي و صرفا متكي بر احساس نيز سوزنـده است و ممكن است منجر به شكست در روابط عاشقانه شود . از اين رو هرگز نبايد به داده هاي محصول عشق بسنده نمود و پيش از ورود به فضاي عشق ، نبايد آن را آسان گرفت كه به قول حافظ :
الا يا ايها الساقي ادر كاسا و ناولها          كه عشق آسان نمود اول، ولي افتاد مشكل ها
عوامل زمينه ساز در ايجاد روابط نا سالم ميان دختر و پسر
ابتدا بايستي مراد و منظور از واژه رابطه فهميده شود و سپس معيار و ملاك ما از اينكه به مجموعه‌اي از روابط سالم و به مجموعه‌اي ديگر ناسالم مي‌گوييم چيست؟
رابطه واژه‌اي عربي است كه در معناي تماس و وصل شدن به كار مي‌رود و در گفتار روزمره به مجموعه‌اي از رفتارهايي اطلاق مي‌شود كه در تماس با يكديگر ابراز مي‌كنيم.
رابطه و برقراري آن با ديگران في نفسه محكوم به فساد و تباهي نيست و اين، هدف و مقصود نهايي و غايي طرفين است كه صفت سالم يا ناسالم بودن را به همراه خواهد داشت. اين نكته را هم بايد متذكر شد كه در جوامع مختلف، بنا به نوع فرهنگ و آداب و رسوم و آموزه‌هاي ملي، تعاريف مختلفي از روابط سالم و ناسالم ارائه مي‌شود.
در اين نوشتار سعي بر اين است تا عوامل زمينه ساز در ايجاد روابط ناسالم ميان دختر و پسر مورد بررسي قرار گيرد. اين عوامل را مي‌توان در چهار بخش طبقه‌بندي كرد:
1- عوامل دروني و رواني: اين عوامل به شرط وجود ساير عوامل، مي‌تواند موجبات برقراري روابط ناسالم را فراهم نمايد. تفاوت در حالات روحي و رواني  و اخلاقي دختران و پسران و علايق و خواسته‌هاي آنان مي‌تواند باعث بروز روابط ناسالم ميان اين دو شود. تفاوت دروني ديگري كه مي‌توان نام برد قوه شهوت نهفته در نهاد آدمي است كه في‌نفسه نيروي محرك مثبتي است به اين جهت كه باعث جذب دو جنس مي‌شود و دليلي است براي رابطه مثبت و زندگي مشترك؛ اما همين نيروي مثبت اگر در جهت ميل به هوسراني قرار گيرد، تبديل به بلايي خانمانسوز مي‌گردد كه نمونه آن در همه جوامع يافت مي‌شود.
2- عوامل اجتماعي: عوامل اجتماعي را به دليل اهميت خانواده به عنوان يك اجتماع كوچك و مهمترين اجتماع در رشد و تربيت افراد به دو بخش تقسيم مي كنيم:                                    الف) عوامل خانوادگي       ب) ساير عوامل اجتماعي
الف) عوامل خانوادگي: خانواده به عنوان اولين كانون رشد و تعالي جوانان در سعادت و شقاوت دختران و پسران نقش كليدي دارد. اگر خانواده داراي شرايط و احوال خوبي باشد، در امر تعليم و تربيت فرزند خود موفق خواهد بود. عواملي نظير بيسوادي، نداشتن آگاهي كافي از روشهاي تعليم و تربيت و عدم ارتباط مناسب والدين با يكديگر مي تواند دليلي براي بروز روابط ناسالم ميان دختران و پسران باشد.
ب) ساير عوامل اجتماعي: علاوه بر عوامل خانوادگي تاثيرگذار بر روابط دختر و پسر، ساير عوامل اجتماعي نيز در سطحي فراتر بر روند رفتار و روابط آنان تاثير مي گذارد. بافت جامعه از لحاظ آداب و رسوم و عادات غالب مردم در قوميتهاي مختلف و همچنين روابط مردم در طبقات مختلف جامعه، باعث ايجاد تفاوتها و چالشهاي ميان افراد شده و زمينه ايجاد روابط ناسالم را بوجود مي آورد.
3- عوامل اقتصادي: عوامل اقتصادي را اگر به صورت يك طيف در نظر بگيريم، دو سر اين طيف از يك سو فقر و در سوي ديگر ثروت مي باشد. هر دوي اين اوضاع در تجربيات گوناگون نشان داده كه در بيشتر مواقع، داراي عدم روابط سالم است. البته استثنائاتي هم وجود دارد، امّا آنچه مسلّم است، اين است كه در همه جوامع، از جمله عوامل مهمي كه باعث ترويج فساد و فحشا مي شود، فقر است. و همچنين گروهي از افراد كه داراي ثروت و توانايي مالي زيادند، در صورت وجود ساير عوامل، داراي روابط ناسالمي خواهند بود.
4- عوامل فرهنگي: با دقت در فرهنگ حاكم بر جوامع مختلف در مي يابيم كه تفاوتهاي زيادي ميان اين فرهنگ ها وجود دارد و هر كدام از آنها تعريفي از رابطه سالم و ناسالم ارائه داده اند، اما آيا تعريف سالم بودن يك رابطه دليل بر عدم وجود رابطه ناسالم است؟ مثلا در جوامعي كه حتي داشتن روابط جنسي ميان دختران و پسران به شرط وجود رضايت دختر، يك امر عادي و غير جرم محسوب مي شود، آيا به صرف جرم نبودن اين روابط، مي توان بر سالم بودن آن صحه گذاشت؟ از سوي ديگر جوامعي كه اين روابط در آنها جرم محسوب مي شود و قطعا از نظر فرهنگي، عملي ناشايست است، راه هاي جايگزيني را براي ايجاد رابطه صحيح و سالم ميان دختران و پسران بوجود مي آورد؟ در مجموع مي توان گفت براي اينكه بتوان از ايجاد روابط ناسالم جلوگيري كرد، بايد عوامل فرهنگي تاثيرگذار را تشخيص داده و البته بايد نوع و تفاوت فرهنگ ها را در اين راه مد نظر قرار داد.
رابطه دختر و پسرازديد علما و متفكران ديني
براى پاسخ به اين سؤال، بيان نكات در قالب سؤال لازم است:
1- منظور از روابط بين زن و مرد چيست؟
2- منظور از روابط اجتماعى چيست؟
3- آيا روابط اجتماعى، مستلزم رابطه زن با مرد است و اگر چنين است، اين روابط چگونه بايد باشد؟
پاسخ: روابط بين زن و مرد، به صورت‏هاى زير، متصور است:
1- رابطه زن و شوهرى.
2- رابطه علمى.
3- رابطه حرفه‏اى و شغلى.
4- رابطه دوستانه.
رابطه زن و شوهرى‏
اگر رابطه زن و شوهر بر اساس موازين شرعى و عقد رسمى، تحقق پيدا كند، مورد تأييد و تأكيد اسلام مى‏باشد كه ده‏ها آيه و صدها روايت از معصومين در مورد اهميت ازدواج و روابط زناشويى، شاهد بر اين مدعاست. خانواده، مهم‏ترين كانون و نهاد اجتماعى است كه با ازدواج و رابطه زن و مرد، شكل مى‏گيرد. بنابراين، از نظر اسلام، اين نوع رابطه اجتماعى، مشروع و مورد تأكيد است و زن و مرد، هر دو، در شكل‏گيرى آن سهيمند.
رابطه علمى بين زن و مرد
اين نوع رابطه، با حفظ موازين شرعى و رعايت حدود الهى از ناحيه زن و مرد، مجاز است و بهترين مصداق بارز آن، رابطه بين استاد و شاگرد است؛ اعم از اين كه استاد، زن باشد و شاگرد، مرد يا شاگرد، زن باشد و استاد، مرد. آن چه مهم است، رعايت موازين شرعى است. اگر احكام الهى مراعات شود، اين نوع رابطه، نه تنها مجاز است، بلكه مورد تأكيد اسلام است و اگر حدود الهى مراعات نشود و حريم‏هاى بين محرم و نامحرم شكسته شود، اسلام از اين رابطه، ناخشنود است و از آن، نهى مى‏كند؛ زيرا به ضرر زن، مرد و جامعه است.
رابطه شغلى و حرفه‏اى‏
فعاليت‏هاى شغلى موجود در جامعه، به سه دسته تقسيم مى‏شوند:
1. شغل‏هايى كه الزاماً بر عهده زنان است و با وجود زنان، جايز نيست كه مردان، آن شغل‏ها را انتخاب كنند؛ مثل شغل مامايى و كارهايى كه جنبه زنانه محض دارد. در اين گونه موارد، اسلام تأكيد مى‏كند كه شغل‏هاى حساس و مهمى را كه مربوط به بانوان است، خودشان بر عهده گيرند طبعاً نوع رابطه شغلى، در اين جا، بين زنان است و مردان، حق ورود به اين مشاغل را ندارند؛ مگر در شرايط ضرورى.
2. شغل‏هايى كه مخصوص مردان است؛ مثل كارهاى شاق و سختى كه با فيزيك بدن زن و روحيات او سازگار نيست و طبيعى است كه پذيرفتن اين گونه كارها كه براى زن يا جنين او ضرر داشته باشد، جايز نيست.
3. شغل‏هايى كه مشترك بين زنان و مردان است كه اكثر موارد و بيشتر كارها، تقريباً بين زن و مرد مشترك است. در اين گونه كارها، اگر زن و مرد، ضوابط شرعى را رعايت كنند و مرتكب عمل حرامى نشوند، مى‏توانند با هم مشاركت فعال داشته باشند؛ مانند نمايندگى مجلس، معلمى و صدها كار ديگر.
رابطه دوستى بين دختر و پسر
اين نوع رابطه، از نظر اسلام حرام است و قرآن از دوستى بين دختر و پسر و اين گونه روابط، نهى كرده است؛ زيرا عفت عمومى جامعه، با اين گونه روابط، آسيب جدى مى‏بيند؛ پايه‏هاى ازدواج و خانواده سست مى‏شود و صدها مفسده اخلاقى براى دختر، پسر و جامعه دارد. بدون ترديد، اگر ائمه عليهم‏السلام از حضور زنان در جامعه نهى كرده‏اند، اين نهى، كلى و مطلق نيست؛ بلكه سيره عملى آنها به اين امر مطلق، تخصيص مى‏زند و نشان مى‏دهد كه منظور آنان، اين نيست كه زنان، مطلقاً نبايد در امور اجتماعى مشاركت داشته باشند؛ بلكه منظور آنها اين است كه زنان، بدون دليل موجه، نبايد در ميان مردان و مقابل چشم آنها قرار گيرند و در صورت لزوم، بايد حضورشان در حد نياز و ضرورت باشد و زائد بر آن، به صلاح زنان و جامعه نيست؛ زيرا مى‏تواند مفسده‏هاى زيادى داشته باشد.
نكته ديگرى كه بايد به آن توجه كرد، اين است كه اجتماعى بودن زنان و داشتن جايگاه اجتماعى، مستلزم حضور بى‏رويه و بدون دليل در ميان مردان نيست؛ بلكه خود زنان مى‏توانند تشكل‏هاى اجتماعى - فرهنگى داشته باشند و در اين تشكل‏ها، در زمينه‏هاى گوناگون، حضور فعال داشته باشند. بنابراين، اسلام از حضور و مشاركت زنان در مسائل اجتماعى، نهى نمى‏كند؛ ضوابط، قوانين و حدود اين حضور را مشخص مى‏كند و اين، به خاطر مصونيت زنان از آسيب‏هاى اجتماعى است و از سوى ديگر، به خاطر مصون ماندن جامعه از آسيب‏هايى است كه از ناحيه زنان و مردان فرصت‏طلب، به وجود مى‏آيد. بنابراين، هيچ تناقضى بين آموزه‏هاى دينى وجود ندارد و همه آنها، هماهنگ با يكديگر و متناسب با نياز جامعه انسانى است.
با توجه به شرايط خاص دوران جوانى و طولانى بودن دوران تجرد اغلب دانشجويان و خطرات جدى تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفسانى، لازم است برادران و خواهران دانشجو، روابط خود را از نظر كمى و كيفى تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت، حفظ كنند. بنابراين، توصيه ما اين است كه به نكات زير توجه كرده، حتماً به آنها عمل كنيد:
1. اگر ضرورتى ايجاب نمى‏كند، از ايجاد رابطه با نامحرم، پرهيز شود و خواهران دانشجو، در مقابل افراد نامحرم، رفتارى متكبرانه داشته باشند؛ نه رفتارى صميمانه. در احكام شرعى آمده است كه در غير ضرورت، مكروه است كه مرد با زن، هم‏صحبت شود؛ مخصوصاً مرد و زن جوان كه علت آن اين است كه چه بسا همين هم‏صحبت شدن‏ها، غرايز جنسى افراد را تحريك كند و يك الفت و محبت شهوانى بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازى براى غوطه‏ور شدن در انحراف و فساد شود. در هر حال، انسان بايد دقيقاً درون خود را بكاود و باطنش را عميقاً مطالعه كند تا بفهمد كه صحبت كردن با افراد نامحرم، چه ضرورتى براى او دارد.
2. در صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم، تا آن جا كه به شكستن حريم احكام الهى منجر نشود، اشكالى ندارد. بنابراين، گفت‏وگو و نگاه‏هاى متعارف و بدون قصد لذت و ريبه، اشكالى ندارد؛ اما با اين حال، لازم است كه ارتباط در كلاس‏ها، به گونه‏اى باشد كه كمترين اختلاط پديد آيد و در معاشرت و گفت‏وگو، هنجارهاى شرعى زير رعايت شود:
- از گفت‏وگوهاى تحريك كننده پرهيز شود.
- از نگاه‏هاى آلوده و شهوانى خوددارى شود.
- حجاب شرعى رعايت شود.
- قصد تلذذ و ريبه در كار نباشد.
- دو نفر نامحرم، در محيط بسته، تنها نمانند. بنابراين، سعى كنيد خود را عادت دهيد تا هنگام صحبت با نامحرم، به او نگاه نكنيد و به هيچ قسمتى از بدن او خيره نشويد و قسمت‏هاى باز و پوشيده، برايتان كاملاً مساوى فرض شوند و اين مسأله را با تكرار و تلقين، ادامه دهيد و نيز در همه حال، خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفت و حيا را فراموش نكنيد.


الگويي از رفتار معقول دوجنس مخالف
الف) مدخل بحث :
در مقدمه نوشتار ، براي ورود به بحث تأمل بر روي نکاتي چند در رابطه با مفهوم الگو ضروري مي نمايد :
1 ) واژه الگو را مرحوم دهخدا در لغت نامه ، در معاني سر مشق ، مقتدي ، اسوه ، قدوه ، مثال ، نمونه آورده است . و در اصطلاح ، "آلن بيرو" ، الگو" را بدين نحو تعريف نموده است :
الگو آن چيزي است که شکل گرفته و در يک گروه اجتماعي به اين منظور که به عنوان مدل يا راهنماي عمل در رفتارهاي اجتماعي به کار مي آيد ، حضور مي يابد . از ديدگاهي هم کارکردي و هم _ رواني _ اجتماعي بايد گفت الگو ها آن شيوه هاي زندگاني هستند که از صوري فرهنگي منشأ مي گيرند .
افراد بهنگام عمل بطور طبيعي با اين الگو ها سروکار دارند و اعمال آنها با اين الگوها تطابق مي يابند .
ب) طرح آيات مربوطه :
بدنيست ، قبل از هر گونه داوري و تحليل در روابط دختر و پسر ، الگوي منتخب در قرآن ، به نقل از اين کتاب مقدس عيناً منعکس گردند . اين داستان را مي توانيم در سوره قصص از آيه 23 به بعد ببينيم (4) : داستان مربوط به زماني است که حضرت موسي از شهر مصر با حال ترس و نگراني از دشمن به جانب مدين بيرون رفت . در آيه 23/ قصص مي خوانيم " و چون به سر چاه آبي در حوالي شهر مدين رسيد ، آنجا جماعتي ديد که احشام و گوسفندانشان را سيراب مي کردند .
و دو زن را يافت که دور از مردان در کناري به جمع آوري و اختلدها گوسفندانشان مشغول بودند . موسي به جانب آن دو رفته ، گفت شما اينجا چه کار مي کنيد ؟ گفتند که منتظريم تا مردان ، گوسفندانشان را سيراب کرده ، باز گردند ، آنگاه گوسفندان خود را سيراب کنيم و پدر ما مردي سالخورده است . "
در آيه 24 / قصص اشاره شد که موسي گوسفندانشان را سيراب کرد و دست به دعا برداشت . در آيه25/ قصص آمده " موسي هنوز از دعا لب نبسته بود ، ديد که يکي از آن دو دختر با کمال وقار و حياء باز آمده گفت پدرم از تو دعوت مي کند تا به منزل ما آيي و در عوض سقايت گوسفندان ما به تو پاداش دهد. چون موسي نزد او ( شعيب ) و دختران رسيد و سرگذشت خود را با شعيب حکايت کرد ، شعيب گفت اينک هيچ نترس که از شر قوم ستمکار نجات يافتي ." در آيه 25/ قصص مي خوانيم . " يکي از آن دو دختر ( صفورا ) گفت : اي پدر اين مرد را به خدمت خود اجير کن که بهتر کسي که بايد به خدمت برگزيد ، کسي است که امين و تواناست . " و در آيه 26/ قصص آمده" شعيب گفت : من اراده آن دارم که يکي از دو دخترم را به نکاح تو در آورم ... " و در آيه بعد از پذيرش اين عهد از سوي موسي سخن به ميان آمده است .
اگر پذيرفته شده باشد که طرح داستانها در قرآن گزافه نبوده بلکه براي درس ، پند و عبرت است ، در اينصورت بازيگران و نقش آفرينان قصه ها و داستانها الگوهاي خوب يا بدند و نقش آفرينان _ مثبت ، الگوهاي حسنه قرآنند . با اين نگاه اکنون به درسهايي که از اين الگوي حسنه قرآني براي ارتباط دختر و پسر مي توان آموخت ، مي نشينيم .
ج ) درسهايي از الگوي قرآني در ارتباط دختر و پسر :
1) اگر در اين داستان ، دختران شعيب ، الگوي دختران و موسي ، الگوي پسران در روابط دختر و پسر باشد حداقل دو الگوي ارتباطي در اين داستان نفي مي شود ، اول : الگويي که از تعامل آزاد و بي حد و حصر پسر و دختر دفاع مي کند . زيرا ديديم که نقل قرآني دليل آنکه دختران نخواستند با جنس مخالف براحتي اختلاط ، بلکه حتي ارتباط بگيرند .
دوم : الگويي که نفي مطلق ازتباط دختر و پسر مي کند . اين الگو نيز از نگاه قرآني مردود است ، زيرا موسي وقتي دختران را در کنار چاه ديد ، با آنها ارتباط کلامي گرفت و از مشکل آنها پرسيد و اين تعامل حکايت ازمشروعيت از تباط کلامي بين دختر و پسر در صورت ضرورت و نياز دارد .
پس الگوي مطلوب ديني در ارتباط دختر و پسر ، پذيرش ارتباط مقيد و مشروطً است ، نه نفي ارتباط مطلقاً و نه وجود هر گونه ارتباط مطلقاً .
در آيات ديگر از قيود تعامل دو جنس مخالف ، خودداري از نگاه ناروا است ، که از آن در سوره نور(30و31 ) به "غض" بصر ياد شده است . در قرآن فرمان و دستور آن نيست که زن و مرد و دختر و پسر در ارتباط با هم "غمض" بصر که بستن چشم است ، داشته باشند بلکه فرمان ، غض بصر است که منظور کنترل چشم از نگاه خيره ، هوس آلود ، مريض و کنترل نشده است . و اين نکته يعني ارتباط مقيد دو جنس از نگاه ديني .
2) از جمله نکات بسيار مهم که در ارتباط دختر و پسر در آيات مورد بحث مطرح شده ، شيوه راه رفتن دختر شعيب نزد موسي است .
در آيه 26 / قصص اين قيد را "مشي با حيا" ( تمشي علي استحياء ) ذکر نموده است . در تعامل دختر با پسر مشي مبتني بر حياء ، عفاف ، وقار ، متانت بسيار حائز اهميت است . زيرا شيوه حرکت ، سبک سخن گفتن ، نحوه لباس پوشيدن حامل پيام است و در هر فرهنگي ، با مخاطبش سخن مي گويد .
لازم به توضيح است که برخورد متکي به " حيا " ، با برخورهاي غلط ديگر از اساس متفاوت است
" حيا " يک صفت پسنديده اخلاقي است و عبارت است از کنترل ارادي رفتار خويش ، به منظور حفظ حريم بين خود و ديگران . حيا ، رفتاري است اختياري و ارادي ، در حاليکه " شرم " ، يک نوع ناتواني در اظهار وجود و ابراز خود است شرم و خجالت يک حالت هيجاني است که فرد در آن به شکل غير ارادي ، از انجام عملي و يا بيان عقيده اي و يا حضور در جمع و جماعتي ، خودداري مي کند . در چنين و ضعي ، فرد مضطرب است و بر رفتار خود تسلط اندکي دارد و
حال آنكه در حياء‌ فرد بر خود مسلط است . در حياء‌ نيز فرد از انجام دادن اعمال و بيان گفتار و يا برخورد مستقيم با فرد يا افراد اجتناب مي ورزد ، لكن اين اجتناب و خودداري مبتني است بر خونسردي،آرامش و هشياري فرد . در چنين شرايطي ، فرد علي رغم توانايي در تحقق يك عمل ، بنا به دلايلي عقلاني ، ‌از تحقق آن اجتناب مي كند .
در آيه از حياء در رفتار دختر شعيب سخن به ميان آمده، اما رعايت " حيا " در تعامل دختر و پسر مختص دختران نيست . چنانچه در روايات ذيل همين آيات ، وقتي که موسي به منزل شعيب از طريق همين دختر فرا خوانده مي شود ، مي خوانيم که دختر براي راهنمايي از پيش او حرکت مي کرد و موسي پشت سرش . باد بر لباس دختر مي وزيد و ممکن بود لباس را از اندام او کنار زند . حياء و عفت موسي اجازه نمي داد ، چنين شود . از اين رو به دختر گفت : من از جلو مي روم ، بر سر دوراهيها و چند راهيها ، مرا راهنمايي کن .
حاصل آنکه اولاً : دختر و پسر از هر گونه ارتباط نفي نشده اند و در صورت نياز مي توانند با هم سخن بگويند : ثانياً : کلام ، لباس و شيوه رفتاري ، حامل بار معنايي است و زبان دارد . از اين رو بايد در رنگ لباس ، نوع آن ( تنگ ، کوتاه ، آستين نامناسب و ... ) ، کفش ، و انتخاب کلمات و طرز اداي آن ( با طنازي و نرم و ... ) دقيقاً رعايت حياء را نمود ؛ ثالثاً : رعايت عفاف و حيا ويژه جنس خاصي نيست و پسر مهذب و دختر عفيف در ارتباط هر دو بايد رعايت همه جوانب آسيب پذير به حيا و عفاف و وقار را بنمايند . رابعاً : مراد از حيا ، انزواگرايي ، کناره گيري و برخوردي مبتني بر شرم نيست .
با اين توضيح برداشت آناني که ذيل آيه گفته اند " شايد يک داستان نويس امروز که پرواي قلم و نوشتن نيز نداشته باشد در ترسيم اين لحظه ( زمان مواجهه دختر با موسي براي دعوت کردن به نزد پدر ) به صورت گل انداخته از شرم دختر اشاره مي کرد ، اما قرآن شرم را در گامهاي دختر توصيف مي کند ، نه درسيماي او . بي آنکه از دست و پا گم کردن ، توصيف و نشاني باشد ."  اين برداشت ناصواب است ، زيرا برخورد شرم آميزي در کار نبوده تا قرآن از دستپاچگي دختر گزارش دهد ، بلکه برخورد مسلط و مبتني بر حيا بوده است و آيه نيز بدان اشعار دارد و برخورد شرمگينانه در ارتباط دختر و پسر مذموم است و حال آنکه گام برداشتن بر گستره حياء ممدوح و مطلوب است و اين درسي است از كه آن الگوي قرآني استنتاج مي گردد .
3) امروزه آنچه در سطح جامعه ما به عنوان مشکل اساسي در سطح خانواده و محيطهاي آموزشي رخ مي نمايد وجود روابط پنهاني بين دختران و پسران است . و حتي از جمله عوامل زمينه ساز در برقراري روابط پنهاني ، احساس رسالت برخي از دختران و پسران به منظور يافتن دوست براي يكديگر است . در برقراري روابط پنهاني مي بايد به نقش عواملي که اولين پيوندها را ايجاد مي کند و همين پيوندها موجبات استمرار روابط پنهاني را فراهم مي آورند نيز به خوبي توجه کرد .
اما آيا از آيات مورد بحث و از اين الگوي قرآني در رابطه با معضل روابط پنهاني و راههاي مواجهه با آن مي توان درس و پندي آموخت ؟ به نظر مي رسد که آنچه که در منابع روايي آمده گره گشاست که چون آن دو دختر بر خلاف عادت هر روزه بزودي به خانه برگشتند و گوسفندان را با خود آوردند ، پدرشان که ا ز زود آمدنشان تعجب کرده بود ، پرسيد : چه سبب شد که امروز به اين زودي بازگشتيد ؟ دختران گفتند:مرد صالحي بر سر چاه بود که با مشاهده وضع ما بر ما ترحم کرد و گوسفندانمان را آب داد و ما زود تر به خانه آمديم .
به عبارت ديگر روابط پنهاني عميق و کثير يکدفعه شکل نمي گيرد . با برخورد اتفاقي ، خصوصاً اگر در قالب رفع مشكل و حاجتي باشد كه بر قلب و لسان آدمي اثر مطلوب بگذارد ، به سمت روابطي گسترده تر و احيانا نامطلوبتر مي رود . در اينجا از راههاي آسيب زدايي در ارتباط دختر و پسر آن است كه همان اولين برخورد ،‌ در فضاي خانوادگي مطرح شده و افراد مجربتر و والدين سرد و گرم چشيده ، راهنمايي هاي لازم را در اختيار نسل جوان قرار دهند . در صورتيكه دختر و پسر مشكلات و حوادث جديد و برخورد قابل توجه روزانه را با افراد مجربتر در فضاي خانواده مطرح كنند و والدين نيز بتوانند نقش مفيد ، راهنما و سازنده ايفاد كنند . با روابط پنهاني و ناسالمي كه محتمل است متعاقب برخورد اول شكل گيرد ، گرفته مي شود .
البته واضح است كه چنين اقدامي ، اولا : روابط صميمي والدين و نوجوانان و جوانان را مي طلبد . بايد فرزندان محيط خانه را سالم ، امن و قابل اعتماد احساس كنند تا درد دلها و مشكلات را با والدين در ميان بگذارند . ثانيا : والدين بايد شرايط نسل بعدي را درك كنند و سعة‌ صدر داشته باشند ،‌ تا واقعيتها را بشنوند و به راه حلها بينديشند . اين چنين اقدامي از « انقطاع نسلها » در محيط خانواده جلوگيري نموده و ضمن ايجاد فضاي سالم در نظام خانوادگي ، به راه حلهاي مطلوب نيز مي رسند .
چنين پيامي را به وضوح از الگوي قرآني روابط دختر و پسر مي توان آموخت ، زيرا دختران آنچه را كه رخ داده بود با پسر جواني در خانواده مطرح مي كنند و پدر حكيمانه نسبت به آن عكس العمل نشان داد .
نه تنها دختران را در ارتباط گرفتن با آن پسر سرزنش نكرد ، بلكه دخترش را به دنبال آن فرد صالح فرستاد و ...
4) از نكاتي كه در فرهنگ عاميانه ، ‌ارزش تلقي نمي شود و شايد حتي ضد ارزش نيز قلمداد شود آن است كه براي تشكيل زندگي مشترك ، دختري از پسري خواستگاري نمايد . حال با توجه به الگوي قرآني مورد بحث در ارتباط دختر و پسر ،‌ پرسش اساسي آن است كه آيا از نگاه ديني ،‌ براي زندگي مشترك دختر در انتخاب شريك زندگي مي تواند پا پيش


خدايا مگذار آنچه را حق مي دانم بخاطر آنچه بد مي دانند
كتمان كنم. «معلم شهيد دكتر شريعتي»

www.HLamerd.blogfa.com  وبلاگ پرسشنامه



ارسال توسط ولی طالبی

ابزار رایگان وبلاگ